گر قصد شفا داری (داستانک طنز)

صاحبدلی را شنیدم که به قبرستانی گذر افتاد. یکی را دید که بر تربتی نشسته و به آوایی بلند فاتحه خواند.

علتش پرسید. مرد گفت: " قبری که بر او نشسته ام طبقاتی است و آن کس که بر او فاتحه خوانم پایین ترین آنهاست. من این سان خوانم تا او شنیده و خشنود گردد."

صاحبدل چون این سخن شنفت دست به دعا بر آورد و گفت: " بار خدایا، گر قصد شفا داری اینک تو و اینک این"


محمد کفشدوز

/ 1 نظر / 311 بازدید